سرگردان عشق ...

قلم بر صفحه سرگردان عشق است
ودفتر سفره دار خان عشق است

یتیم شهر مکه شد پیمبر
همان که صاحب قرآن عشق است 

اگر گفتند ابتر کور بودند
که زهرا گوهر تابان عشق است

پسر عمش اباالایتام
آنکه خودش بابای فرزندان عشق است

کریم و مهربان و دست و دلباز
حسن بانی هر احسان عشق است

و آن نامی که سرخط جنون است
حسینم وای سرگردان عشق است

عجیب است؛این که بیمار است سجاد
دوای درد بی درمان عشق است

امام باقر آن علامه ی دهر
دبیر دانش آموزان عشق است

کسی که از دست صادق آب خورده
مرید مرد باایمان عشق است

کلید باب حاجات است کاظم
خودش محبوس در زندان عشق است

رئوف و مهربان؛آقاست مردم
علی موسی الرضا سلطان عشق است

جوانیم فدای نوجوانش
جواد است و بلا گردان عشق است

دل ایرانیان شد هادی آباد 
بمیرم خانه اش ویران عشق است

زحلمش شیعه جانی تازه دارد
امام عسکری جانان عشق است

میاید.میاید...................... 
/ 2 نظر / 44 بازدید
Mighat

اللهم عجل لولیک الفرج