دلتنگی و دیوانگی

برای خودت دل بسوزان 

آنگاه که کسی را یارای فریاد رسی تو نیست 

این همیشه بوده و هست 

بازی زمانه را کسی نمی تواند حدس یزند 

آنگاه که دلت می گیرد و نفس در سینه حبس می شود 

همان موقع که باید بخندی اما بغض می کنی 

خدا کند که کسی باشد تا دست های سردت را گرما بخشد 

که اگر نباشد آماده دیوانگی شده ای!

الانور

/ 0 نظر / 22 بازدید